آنیلآنیل، تا این لحظه: 13 سال و 19 روز سن داره
آرادآراد، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

آنیل ، دختر مهر و ماه من و آراد ، نفسم

4 ماهگی

امروز 15 بهمن 1392 خوشروی من 4 ماهه شد. قدت 60 و وزنت5500   هنوز کم خوری و خوب وزن نمیگیری باربی مامان و بابا . هر بررسی نیاز بود انجام دادیم و شکر خدا سلامتی. اما من غصه میخورم و نگرانتم.        شب های آرامی را سپری می کنیم. روزها کمتر می خوابی و دست و پاتو می خوری و غان غون می کنی. عاشق حمومی و جیک نمیزنی و من حسابی می چلونمت.حسابی غریبی می کنی و لبات آویزون میشه.جز برا من و بابا.  وقتی میبینی چیزی می خوریم  دهنت رو مزه مزه  می کنی. یا انگشت می خوری یا دستتو مشت می کنی میخوای با این کوچولو مشتتو بخوری.گاهی هم حالت به هم می خوره. گل من نمی شه جاش شیر بخوری؟؟؟ فدای...
1 مرداد 1393

اولین کریسمس

دختر خوبم میدونی که تو زادگاه من اقوام و مذاهب و ادیان مختلف کنار هم زندگی می کنن. من و پدرم همیشه سال نو میلادی رو به همسایه های مسیحی تبریک می گفتیم. این اولین کریسمس توست عزیزم و این عکست کنار درخت کریسمس خونه عمو بهزاد و خاله طلایه. شما اینجا 2 ماه و 26 روزه هستی .امیدوارم بابانوئل رویاهات بهترین لحظه هارو برات بیاره کریسمس همه شادی دوستان مبارک   My wishes for you Great start for Jan Love for Feb Peace for March No worries for April Fun for May Joy for June to  Nov    Happiness for Dec Have a lucky and wonderful New Year 2014   آرزوی من برای تو، آغازی باشکوه در ...
1 مرداد 1393

اولین نوروز ( 1393)

سلام بهارم نخستین بهارت مبارک نخستین نوروزت فرخنده ساعت 20 و 27 دقیقه و 7 ثانیه روز 5 شنبه سال تحویل شد مصادف با 20 مارس2014 لحظه تحویل خواب بودی دلبندم و دلمان نیامد بیدارت کنیم اما بیدار که شدی با اولیت هفت سینت عکس گرفتی. این یکی از تصاویر خوشبختی من است   اینم عکس خونه مامان مینو و بابابزرگ  ساعتی پس از تحویل سال. چقدر خنده بهت میاد شکوفه من                                                         ...
1 مرداد 1393

روز عشق

                                                                          امروز25 بهمن 1392 و روز عشق یا همون ولنتاین هست عزیزم. بابا با عمو بهزاد رفته بودن استخر و من فکر می کردم بابا امروز و فراموش کرده! ترتیب یه میز رمانتیک رو برای نهار دارم و به سرو وضعم رسیدم ومنتظر موندم. بابا آمد!!! با یه عروسک قرمز مشکی گنده که سر اسب یا گوش ...
1 مرداد 1393

برای پدرم ، پدربزرگ تو

بس کن ساعت … دیگر خسته شده ام … آره من کم آورده ام … خودم میدانم که نیست … اینقدر با صدایت ، نبودنش را به رخم نکش بغض روی ثانیه هایم راه می رود جسارت میخواهد!!! نزدیک شدن به افکار دختری که روزها.... مردانه با زندگی میجنگد... اماشب ها... بالشتش از هق هق های دخترانه اش خیس است!! از بیرون همه چیز روبراه است اما هرنفس درد است که میکشی! معنی حسرت رو توی هیچ کاغذی نمیشه نوشت... روی هیچ صفحه ی سفیدی نمیشه تایپ کرد... با هیچ زبونی نمیشه توضیح داد.... حسرت خلاصه میشه تو همین فاصله ی من و تو پدر.... خوابم نمی برد بغض روی ثانیه هایم راه می ...
1 مرداد 1393

سیسمونی واتاق آنیل

گهواره موزیکال آنیل جونم   رورئک موزیکال  عروسک ما  که اولین صندلی غذاش هم بود.     چرخ خیاطی سوغاتی دهه شصت از مکه برا من از طرف مامان بزرگ مادریم ، یادگاری خدمت شما  البته جدا می دوزه! قابلمه ها و سرویس غذا خوری نار گل ما آغوشی و شلمن و ظرف غذا  سرویس خوابی که خودم برا شما نازنینم دوختم و تکه دوزی کردم. محافظ های تخت که  با ابر درست کردم وتکه دوزی کردم      پتوی تکه دوزی شده و چهار تا بالش عروسکی برات دوختم با طرح آفتاب ، خرسی ، پیشی و نیم دایره .  با عشق...
31 تير 1393

شب قدر

دختر خوب و نازنینم امشب شب قدر است .شبی بالاتر از هزار ماه من مادرم ، عاشق تو و پدرت آرزوها برایت دارم نه خیلی دور و دراز شیرین و واقعی ، می خواهم سعادت را حس کنی نه که به چشم دیگران داشته باشی من خودم را شایسته طلب مغفرت ار خدا  نمی دانم . سر به مهرم برای این همه لطفی که خدا بر من داشته. خانواده خوب ، پدر و مادر مهربان و خوشنام. برادران مهربان و حامی. همسری با قلبی از جنس مهر از خانواده ای بزرگوار و تو دخترم ، تو که دیدنت شنیدنت دست و پایت لبخندت تن سالمت ، بند بند وجودت لطف و مهر خداست بر من و پدرت. این همه را چطور شکر کنم بماند که از چه ها گذشتم و تنهایم نگذاشت ، چه ها کردم و دستم را رها نکرد و رسیدم به این همه م...
28 تير 1393